5. حاج حسن خلج | ||||
ردیف |
موضوع |
اجرا |
حجم |
زمان |
1 | مژده مژده تابنده شد مهپاره ی ام البنین | ![]() |
2,233 | 0:06:12 |
ردیف |
موضوع |
اجرا |
حجم |
زمان |
1 | از آسمونا دوباره بارون رحمت میباره | ![]() |
1,674 | 0:04:45 |
2 | اومده تک سوار حیدر، شیر عرب یل دلاور | ![]() |
7,293 | 0:20:44 |
برای دانلود کردن مدیحه ها، روی آیکون |
یکی دیگر از القاب مبارک حضرت عباس علیه السلام " ظـَــهرُ الولایة " به معنی کمر و پشت ولایت بود . همانگونه که کمر ، موجب راست قامتی انسان ست ، آن حضرت نیز چنین نقشی را برای نگهبانی از حریم ولایت و امامت و آرمان هایش داشتند . به قول سعدی شیرازی که :
چه غم دیوار امت را ، که باشد چون تو پشتیبان چه باک از موج بحر آن را ، که باشد نوح کشتیبان
و چه زیبا امام عاشقان هنگام به شهادت رسیدنش بر بالین حاضر شد و فرمود :
" الآنَ إنکسَرَ ظـَــهری وَ قـَــلّت حیلـَــتی "
اکنون پشتم شکست و چاره ام کم شد .
شکستی پشتم ای شمشاد قامت نمی یابد درستی تا قیامت
دریغ از بازوی زور آزمایت دریغ از پنجه خیبرگشایت
دریغ از اهل بیت بی پناهم دریغ از یاور و میر سپاهم
در بین اعراب رسم بود که اگه کودکی ، زیبایی فوق العاده داشت و دارای قامتی بلند و چهره ای زیبا بود او را "قمر " ( ماه ) می خواندند . مثلا عبد مناف ، جد سوم پیغمبر صلی الله علیه و آله را که چهره ی زیبایی داشتند ، " قمر بطحاء " ( ماه سرزمین مکه ) و عبد الله پدر ارجمند پیامبر ، که سیمایی نورانی و چشمگیر داشتند را " قمر حرم " خطاب می کردند . حضرت عباس علیه السلام هم که از زیبایی ویژه ای برخوردار بودند ، طبق همین سنت به " قمر بنی هاشم " ( ماه دودمان هاشم ) ملقب شدند . البته همه ی بنی هاشم زیبا روی و خوش سیما بودند ، ولی عباس علیه السلام ، در میان آنان خوش سیماتر بود .
آمد آن ماه که خوانند مه انجمنش جلوه گر نور خدا ، از رخ پرتو فکنش
آیت صولت و مردانگی و شرم و وقار روشن از چهره ی تابنده ز وَجه حَسَنش
همانطور که همه می دانیم در متن زیارت آن حضرت ، که از حضرت امام صادق علیه السلام وارد شده آمده است :
" السّلام ُ علیک َ ایّها العبد الصّالح "
سلام بر تو ای عبد صالح .
حضرت عباس علیه السلام هم " عبد " خداوند بودند و هم " صالح " و خالص بودند . در عبودیت و بندگی او شکی نبود ، نه تنها درنماز و امور عبادی ، که در همه امور بنده ی مطیع خداوند بودند .
در کودکی پدرش او را در دامــــــــــــان نشاند و بدو فرمـود :
بــــــگو : « یک »
گفت : « یک »
فرمـود : « بگو دو »
حضرت ابـا الفضـــل ( س ) امتناع ورزیدند و فرمودند :
" أستَحیی أن أقول َ باللّسان ِ الّذی قلت ُ واحدا ً ، أقولُ إثنان "
« شرم می کنم به زبانی که یک گفته ام دو بگویم . ( و از دایره ی یکتایی خدا خارج گردم .) »
فَقبّلَ علیٌ عینیه ِ
علی علیه السلام دو چشمان عباس را بوسید . همان چشمان نافذی که طلعت یکتایی خدا را در همه چیز می نگرد و حقیقت بین است و مظهر عشق به خداست .
نور دل حیدر ست و شمع شهیدان مظهر حق ست نور روی ابا الفضل
حضرت عباس در روز عاشورا برادرانش را جلوتر از خود به میدان فرستاد ، تا به فیض شهادت نائل گردند و جهاد آنها را به حساب خدا بگذارد و از تحمل داغ آنها ثواب ببرد . او به برادرش عبدالله فرمود :
" تَقدّم یا أخی ! حتّی أراک قتیلا و احتسـِـبـُـک "
برادرم ! پیش از من به میدان بشتاب تا تو را کشته بنگرم و داغ مصیبت تو را به حساب خدا نهاده و به پاداش آن برسم .
گرچه خود پرچم به دوش کربلاست
رایة العباس در دست خداست